شباهت های پسری و یه تجربه جالب
سلام پسری...
از روز تولدت هرکس که میدیدتت نظرش این بود که شبیه بابا هستی وحتی کسایی که نوزادی بابا رو دیده بودن هم که دیگه میگفتن یه سیب از وسط نصف شده این!! البته لختی و جنس موهات(چرب)هم به عمه رفته
اوایل هنوز خیلیا ندیده بودنت و امیدوار بودم اما حالا دیگه بعداز 40 روز که تقریبا همه دیدنت و اینکه نظر قریب به اتفاق همشون هم همین بوده قانع شدم که ژن من احتمالا چینی بوده و 100% بی تاثیر
داشت یادم میرفت نکته خیلی مهم اینه که کشیده بودن ناخنای دست و پات به خودم رفته
عزیییییییییییزم...
چند شب پیش بابا گیر داده بو به گوش هات که چرا کاملاخوابیده نیست!خب شبیه بابا هستی دیگه 

امابابا که گویا دغدغه اش شده بود سرت کلاه گذاشت که گوشاتو بچسبونه حتی و با هاش خوابیدی و جالبش این که اونشب خیلییییییییی راحت و آروم خوابیدی 
ونکته خییلی جالبترش این که چند شب بعدش که یکی از دوستان مهمون مامانی اینا بودن و جراح مغزواعصاب خیلی بامعلوماتی هم هستن بهم گفتن که شبهاموقع خواب اگه کلاه سرت بذارم احساس می کنی هنوز داخل رحم هستی و باعث میشه خیلییی راحت بخوابی!!!! 
خلاصه پسرم شباهت گوش های شما و بابا باعث یه تجربه ی خیلیی مفیدشد

عاشششقتونم پسروپدر!
هنوزم بااینکه دیگه اومدیم خونه خودمون ولی تو سر وصدا و جمع خوابیدن رو خیلی بیشتر ترجیح میدی!!
قربووون پسر اجتماعی خودم 

البته به مامان رفتی دیگه


شباهت های پسری و یه تجربه جالب
